11 جولای 2024  
 ستاگیدیا  

“نابردباری و نگاه حذفی، علت اصلی بی‌ثباتی، اختلاف و نفاق در بین ملت‌ها است”

“نابردباری و نگاه حذفی، علت اصلی بی‌ثباتی، اختلاف و نفاق در بین ملت‌ها است”

اخیرا تمثال شهید مزاری در چوک شهید مزاری در غرب کابل، شبانه تخریب گردیده و موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است. یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین، واکنش‌ها درین خصوص، اعلامیه جمعی از نویسندگان، اساتید دانشگاه، بزرگان و شخصیت‌های متنفذ افغانستانی است که به دلیل مطالب مهمی که در خود دارد، بدون دخل و تصرف از دریچه رسانه ستاگیدیا به دست نشر سپرده می‌شود. با توجه به طولانی بودن اعلامیه و به دلیل جلوگیری از حذف شدن مطالب، از ترتیب گزارش خودداری گردیده و متن اعلامیه به گونه کامل بازنشر می‌گردد.

اعلامیه جمعی از نویسندگان، اساتید دانشگاه، بزرگان و شخصیت‌های متنفذ، در رابطه با تخریب تمثال شهید مزاری و توهین به تمثال غازی امان‌الله خان

به نام خدا

با تأسف، در آستانه سومین سال‌روز تسلط امارت اسلامی افغانستان و همزمان با آغاز دهه محرم، اتفاقات مشکوک و نفاق افکنانه‌ای در افغانستان به وقوع پیوست که احساسات میلیون‌ها انسان این سرزمین را جریحه‌دار ساخت. تخریب تمثال سنگی شهید عبدالعلی مزاری و یارانش در کابل، رنگ‌پاشی و توهین به تمثال غازی امان‌الله خان، پادشاه استقلا‌ل‌طلب و آزادی‌خواه افغانستان در بندر تورخم و برخوردهای مشابه با برخی از شخصیت‌ها و نمادهای دیگر در سال‌های اخیر، به معنای واقعی کلمه، اسباب نگرانی است. نگرانی از این جهت که بر اساس تجربه دیرسال بشر، نابردباری و نگاه حذفی، علت اصلی بی‌ثباتی، اختلاف، منازعه و نفاق در بین ملت‌ها بوده است. قاعدتاً انتظار می‌رفت با گذشت سه سال از حاکمیت امارت اسلامی افغانستان، شاهد بردباری، نظم و همپذیری بیشتر باشیم؛ اما متأسفانه حوادث اخیر نشان داد که چنین انتظاری، با واقعیت سازگار نیست.

تحمل گوناگونی در جامعه، نشانه عبور آن جامعه از دوران جنگ و خشونت است. در زمانه‌ای که گروه‌های رقیب باهم در میدان، مصاف می‌دهند، قاعدتاً انتظار تحمل و همپذیری نیز کمتر است؛ اما زمانی که ادعا می‌شود؛ جنگ و منازعه پایان یافته و حاکمیت سراسری مستقر گردیده است، شرایط نیز باید به کلی تغییر کند. دشمنی‌ها پایان یابد، خشم‌ها فرو نشیند، شعله‌های انتقام خاموش شوند، همه به زندگی مشترک بیاندیشند، کشور، خانه مشترک همه تلقی گردد، گوناگونی گروه‌های اجتماعی؛ و بالتبع گوناگونی منافع، علایق، باورها، احساسات و عواطف آنان باید به رسمیت شناخته شود.

آنچه تاریخ بشر و تجربه زیسته به ما می‌گوید، اساساً برخی از اختلافات از میان جوامع انسانی رخت بربستنی نیستند. چرا؟ به دلیل اینکه انسان دارای منافع است و این منافع گاهی در تضاد قرار می‌گیرند. انسان دارای اراده است و این اراده‌ها گاهی در مقابل هم می‌ایستند. انسان دارای ایدئولوژی و باور و عواطف و احساسات است. این باورها و این عواطف و احساسات گاهی باهم ناسازگار می‌شوند. انسان نسبت به برخی از مسائل و پدیده‌ها نگاه ارزشی دارد و این ارزش‌ها در نزد همه یکسان نیستند. از این جهت، تاریخ بشر پر است از جنگ و نزاع. این جنگ‌ها و نزاع‌ها، یا بر سرقدرت و منافع بوده است، یا بر سر باورها و ارزش‌ها.

همپای این جنگ و نزاع‌ها، -که بعضا بسیار خونین و فاجعه‌بار و ویران‌گر بوده اند-، تلاش‌های بی‌وقفه‌ای نیز برای ضبط و مهار این جنگ و نزاع‌ها جریان داشته است. خصوصا در قرن‌های پسین و بعد از شکل‌گیری دولت-ملت‌های مدرن. راه حلی را که ملت‌های متحد و با ثبات یافته‌اند، مدیریت اختلافات و تضادهای ناشی از منافع و بینش و نگرش و ارزش‌ها و باورها و احساسات و عواطف بوده است؛ نه حذف، یا یک‌سان‌سازی آنان که چنین چیزی اساساً ممتنع و ناممکن است. هرگاه خواسته باشیم برخی از اختلافات و تفاوت‌هایی را که در ذات بشر است از بین ببریم، باید نسل بشر را نیز تا آنجا نابود کنیم که در روی زمین بیشتر از یک نفر کسی باقی نماند. زیرا اگر دو نفر هم باشند، آن تضاد منافع و تضاد نگرش وجود دارد؛ آنگونه که در داستان هابیل و قابیل آمده است. اگر نگاه حذفی داشته باشیم، تسلسل حذف، پایان‌ناپذیر است؛ زیرا دایره اختلاف‌ها و تفاوت نگرش‌ها پیوسته کوچک و کوچک‌تر شده می‌رود. یک گروه با گروه دیگر تا زمانی اختلاف دارد که آن گروه در میدان رقابت حضور داشته باشد؛ هرگاه گروه مقابل از صحنه رقابت کنار زده شود، اختلافات برون‌گروهی، به درون گروه منتقل می‌شود و این تسلسل ادامه دارد.

تجربه کشورهای با ثبات نشان می‌دهد که وحدت و ثبات آن‌ها برایند احترام و پذیرش تکثر و تفاوت است. رمز موفقیت آنان این است که نمایندگان باورها، مفکوره‌ها و گفتمان‌های مختلف و احیاناً متضاد در جامعه احترام می‌شوند. شخصیت‌های تاریخی و ملی‌ای مورد احترام اکثریت جامعه و نمادها، قهرمان‌ها و شخصیت‌های مورد احترام گروه‌های مختلف قومی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی احترام می‌شوند؛ اما نه لزوماً به این دلیل که یک شخصیت برای همه قهرمان و محبوب؛ و یا یک نماد، یا یک باور برای همه قابل قبول است؛ بلکه به این دلیل که همه گروه‌های اجتماعی، سیاسی، قومی و مذهبی اجزاء یک ملت‌اند و از آنجا که در یک خانه مشترک باهم زیست می‌کنند، محترم دانسته می‌شود و لذا، شخصیت‌های مورد احترام آن‌ها، ارزش‌های مورد احترام آن‌ها، نمادهای مورد احترام آن‌ها و باورهای مورد احترام آن‌ها نیز باید احترام شوند. این یک اصل مهم دینی و اخلاقی نیز هست که “احترام کن تا احترام کنند”. این احترام‌های متقابل است که عشق را به جای نفرت، محبت را به جای انزجار، دوستی را به جای دشمنی و صلح و ثبات را به جای جنگ به ارمغان می‌آورد. همین احترام‌های متقابل است که جامعه را به ترقی و توسعه  می‌رساند و از گروه‌های مختلف قومی، مذهبی و سیاسی یک ملت واحد می‌سازد. ملت شدن تنها در گرو این احترام‌ها است؛ اما بیشترین مسؤولیت‌ها را در این راستا، حکومت‌ها دارند.

مردم افغانستان بیش از هر ملت دیگر، شرنگ مرگ‌بار جنگ و اختلاف و منازعه را چشیده‌اند. نه فقط در گذشته‌های دور؛ بلکه بیشتر از همه در نیم قرن اخیر. عبور از این اختلافات و منازعات تنها با به رسمیت شناختن تفاوت‌ها و احترام به یکدیگر قابل دست‌یابی است. بنابراین، شکی وجود ندارد که برخوردهای حذف‌اندیشانه به ضرر اصل وحدت ملی است و پایه‌های اعتماد ملی را ویران می‌کند.

با توجه به نکات فوق، از مقامات مسئول امارت اسلامی افغانستان مجدانه می‌خواهیم که جلو افراد و حلقات تنگ‌نظر و حذف‌اندیش را بگیرند و به افتخارات تاریخی، شخصیت‌های ملی و جهادی، نمادها، باورها و نمایندگان اقوام، اقشار و مفکوره‌ها و گفتمان‌های مختلف احترام بگذارند. در غیر آن‌صورت، کینه‌ها و عقده‌های فروخورده، همانند آتش زیر خاکستر، امنیت، ثبات و وحدت ملی ما را تهدید می‌کند.

 و من الله توفیق

جمعی از نویسندگان، اساتید دانشگاه، بزرگان و شخصیت‌های متنفذ

کابل – 20 سرطان 1403

پست مدرنیزم (2)
پست مدرنیزم (2)
9 جولای 2024